بر بوف کور چه گذشت!
آنچه میخوانید روایتیست از انتشار بوف کور و فراز و فرودی که در یالهای دور و نزدیک پشت سر گذاشته، از زبان کسی که در این سالها بر زندگی و آثار هدایت دقت بسیاری داشته است.
***
رمان «بوفِ کور» پيش از سال 1315 نوشته شده است. دراين سال هدايت همراه با ش.پرتو(کارمند کنسولگري ايران در بمبئي که در انتشار «انيران» با هدايت و علوي همکاري داشت) به هندوستان رفته بود. چون انگيزة اميدبخشي براي زندگي و فعاليت ادبي او در ايران وجود نداشت. پرتو در خاطراتش نوشته که هدايت در کشتي نسخه خطي رمانش را به او داده تا بخواند. دوستان نزديک او نيز در همين سال و در جريان سفر او به هند از نوشته شدن «بوفِ کور» باخبر ميشوند از جمله مينوي، علوي، جمالزاده و پرتو.
جمالزاده در جايي نوشته است که هدايت از همان بمبئي نسخههاي کپي شدة «بوف کور» را براي او به ژنو فرستاده و تأکيد کرده شايد مناسب و مقتضي نباشد که با وجود شدت سانسور، اين نسخه را به تهران بفرستد. عبارت «طبع و فروش در ايران ممنوع است» که هدايت در شناسنامه نسخهی بمبئي ذکر کرده است، از يک طرف نشان دهندة آن است که هدايت به عنوان يک «ممنوعالقلم» مجاز به چاپ آثارش در ايران نبوده است و از طرف ديگر، سانسور دولتي به هيچوجه اثري مانند «بوفِ کور» را برنميتابيده است.
حدود سالهاي 1320. احسان طبري درمقاله «بوفِ کور
و دنياي رجالهها» نوشته است: درآن ايام هدايت بنا به خواهش حميد رهنما دستنويس
«بوفِ کور» را که تا آن موقع درکشور نشر نيافته بود، در اختيار روزنامه «ايران»
گذاشت. اما در چاپ «بوفِ کور» روزنامه ايران، به تعبير قدما، جملاتي «ترک» و
«ساقط» شده است که تا کنون در باب آن مطالب مبهم و متناقضي گفته شده است، اما
توضيحات حسن قائميان از دوستان هدايت با آنچه ديگران ادعا کردهاند و اظهار داشتهاند
به کلي متفاوت است.
قائميان نخست کسي است که متن چاپ شدة «بوفِ کور» را در روزنامهی ايران و همينطور متن چاپهاي بعدي آن را مشکوک
دانسته است؛ بهويژه اينکه پاورقينويس معروفي ـ حسينقلي مستعان عضو هيأت
تحريريه روزنامهی ايران
ـ به اعتراف خودش در ايام چاپ «بوفِ کور»، قسمتهايي از آن را حذف کرده و به آن
انگ «ضاله» زده است.
روزنامه ايران با هدف جبران، اقدام به انتشار «بوفِ کور» به صورت کتاب ميکند؛ و البته با نظارت هدايت. متن «بوفِ کور» در روزنامهی ايران در قياس با متن «بوفِ کور» نسخهی بمبئي افتادگيها و تفاوتهاي فراوان دارد. اين افتادگيها و تفاوتها چه ناشي ازتصميم خود هدايت باشد ـ چنانکه «فريدون هويدا» گفته است ـ و چه به جهت دخل و تصرف خودسرانة مستعان باشد ـ چنانکه مستعان و قائميان گفتهاند ـ در چاپ بعدي «بوفِ کور» به صورت کتاب توسط همين نشريه آشکارتر ميشود. البته هدايت در کتاب «بوفِ کور» چاپ شده توسط روزنامهی ايران در اثر خود تجديدنظر کرده است؛ هم نسبت به نسخهی بميئي، هم نسبت به نسخهاي که به صورت پاورقي در روزنامهی ايران منتشر شده است.
هم نسخهی بمبئي و هم نسخهی روزنامهی ايران در زمان حيات هدايت و به وسيله يا زير نظر خود او چاپ شده است. پس هيچ ترديد و شبههاي نسبت به صحت متن آنها وجود ندارد، بنابراين ميتوان با اطمينان موارد «تصحيح وحذف و اضافات جديد» را در متن «بوفِ کور» دراين کتاب تشخيص داد. تفاوت اين دو نسخه جنبة ساختاري ندارد اما اين به آن معنا نيست که موارد تفاوت خالي از اهميت هستند؛ زيرا «بوفِ کور» اثري است فرهيخته که دقايق و خصايص زباني و نحوة پاراگرافبندي آن محل تأمل است. براي نمونه رسمالخط نسخهی روزنامهی ايران با رسمالخط نسخهی بمبئي يکسان نيست و هدايت رسمالخط متن «بوفِ کور» را در چاپ کتاب توسط روزنامهی ايران تغيير داده است.
نکته حائز اهميت همين است که چاپ چهارم «بوفِ کور» که در سال 1331، يعني يک سال پس از مرگ هدايت منتشر شده است، اگرچه براساس کتاب «بوفِ کور» منتشر شده توسط روزنامهی ايران است اما اين چاپ، که اساس چاپهاي بعدي «بوفِ کور» تا به امروز (البته به نسخههايي که پس از انقلاب در ايران منتشر شده کاري ندارم) بوده است،زير نظر پدر هدايت و بزرگعلوي منتشر شد. نسخهی چاپ چهارم با نسخهی منتشر شده از سوي روزنامهی ايران تفاوتهايي دارد بهويژه از حيث رسمالخط و علائم نقطهگذاري. چون ظاهراً پدر هدايت و بزرگعلوي، نسخهی حروفچيني شده براساس کتاب منتشر شده ازسوي انتشارات روزنامهی ايران را با خود کتاب مطابقت نداده و به اصطلاح نمونهخواني نکردهاند. درنتيجه مشکلاتي که ذکر شد درکتاب بهوجود آمده است.
درمورد نسخههاي رسمي يعني صاحب مجوز نشر «بوفِ کور» در سالهاي پس از انقلاب حرفي نميزنم، چرا که درآنها حذفهايي صورت گرفته که به اصالت رمان «بوفِ کور» که شأني جهاني دارد، لطمه زده است. نسخههاي ديگر که بهصورت زيراکس است دقيقاً براساس چاپ چهارم تکثير شدهاند. (محمد بهارلو)