خوشبختانه خبر آمد که فیلم جدایی نادر از سیمین  ساخته اصغر فرهادی جایزه اسکار را برای نخستین بار در تاریخ سینمای ایران، برای فرهنگ و هنر این سرزمین به ارمغان آورد. بی بی سی در این باره نوشت:

این نخستین بار است که فیلمی ایرانی در مراسم اسکار به جایزه‌ای دست می‌یابد.این فیلم به کارگردانی اصغر فرهادی در دو رشته بهترین فیلم زبان خارجی و بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی در هشتاد و چهارمین دوره جوایز آکادمی اسکار نامزد دریافت اینجایزه شده بود. 

آقای فرهادی در هنگام دریافت جایزه‌اش گفت: «سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه‌ام را به مردمم تقدیم می‌کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن‌ها و فرهنگ‌های دیگر سر سازگاری دارند.»

حالا قیافهی برخیها که از حسادت اینکه اصغر فرهادی به عنوان چهره‎ای جریانساز و ماندگار در تاریخ سینمای ایران ثبت شود، خواب خوراک نداشتند دیدن دارد. و مخصوصا آن منتقد همیشه مخالف که در برنامه هفت و هنگام نقد فیلمی دیگر نتوانست بغضش را نگه دارد و به خیال خودش خواست موفقیت فرهادی و فیلمش را با منطق ضعیف و آبکی همیشگی‎اش زیر سوال ببرد.

شاید اگر زمانی دیگر و فیلمی دیگر بود، این منطق سست و آلوده به توهم توطئه که جایزه اسکار به یک فیلم ایرانی می توانست قوت بیشتری داشته باشد؛ اما این بار و در برابر فیلمی که دنیایی را به ستایش واداشته جز پوزخندی آمیخته به تاسف، برای آدمهایی که یک عمر با مخالفت نتوانستند کوتاهی قد اندیشه‎شان را بلند جلوه دهند، نمی‎توان تحویل داد.

نه فقط به فرهادی که باید به فرهنگ و هنر ایرانی دریافت این جایزه را تبریک گفت، آنجا که در میان غول های بزرگ سینما، مردی از ایران برای گرفتن جایزه بر می خیزد؛ برای هر ایرانی غیر مغرضی غرور آمیز خواهد بود.

راستی چه انتظاری میتوان داشت از منتقدی که بعد از یک عمر مخالفت با شاهکارهای سینمای ایران، اخراجی ها را از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران می‎دادند...